نقش آمریکا در شروع جنگ تحمیلی
نقش آمریکا در شروع جنگ تحمیلی
تهاجم نظامي عراق به ايران در آخرين ماه هاي دوران رياست جمهوري كارتر آغاز گرديد و در دوران ريگان ادامه يافت. سياست مداران و دولت مردان امريكا طبعاً نمي توانستند در قبال اين رويداد بي تفاوت بمانند، چرا كه اولاً جنگ در منطقه خليج فارس جريان داشت، منطقه اي كه دولت ايالت متحده امريكا حداقل پس از سال 1971 (1350 ش) در آن داراي منافع اساسي بود.

ثانياً، سرنوشت جنگ با توجه به طرف هاي درگير در آن براي امريكا اهميت زيادي داشت، چرا كه در يك سوي آن ايران قرار داشت كه علي رغم اتحاد و دوستي عميق با امريكا در سال هاي پيش از انقلاب اسلامي، پس از اين رويداد به دشمن اصلي امريكا در منطقه مبدل شده بود؛ و در سوي ديگر عراق، كشوري كه از سال 1972 (1351) به بعد ،نزد افكار عمومي غرب متحد شوروي در اين منطقه محسوب مي شد. ثالثاً جنگ در زمان جنگ سرد به وقوع مي پيوست و امكان بهره برداري ابر قدرت ديگر، براي افزايش نفوذ خود در منطقه و خليج فارس وجود داشت. (1)
در حالي كه روابط ميان ايران و ايالت متحده امريكا پس از وقوع انقلاب اسلامي و به خصوص با گروگانگيري اعضاي سفارت امريكا در تهران – موسوم به لانه جاسوسي – بحراني شده بود و امريكا سياست هايي چون تحريم هاي سياسي – اقتصادي، بلوكه كردن دارايي هاي ايران درخارج از كشور، طراحي حمله به طبس، حمايت از گروهك هاي ضد انقلاب و كودتاچيان نوژه و بالاخره نشان دادن چراغ سبز به صدام حسين را در پيش گرفته بود، با شروع جنگ تحميلي با انتشار بيانيه اي اعلام بي طرفي نمود. اين بي طرفي، درعمل رنگ واقعيت به خود نگرفت. برژيسنكي، مشاور امنيت ملي كارتر پيش از آغاز جنگ اعلام كرده بود كه:
امريكا در مقابله با انقلاب ايران، بايد تقويت دولت هايي را كه توان انجام عمليات نظامي عليه رژيم ايران دارا هستند مورد توجه قرار دهد.(2)
از سويي همزمان با اعلام بي طرفي امريكا، سخنگوي وزارت امور خارجه اين كشور اعلام كرد:
... بي طرفي امريكا به معناي بي تفاوتي آن نيست و ايالات متحده براي تضمين تداوم جريان نفت در مقابل تهديدهاي خارجي از نيروي نظامي استفاده خواهد كرد.(3)
سناي امريكا در گزارش سالانه خود در اكتبر سال 1987 با عنوان « جنگ در خليج فارس» مي نويسد:
رويه اخير ايالات متحده امريكا در قبال جنگ ايران و عراق مغشوش و سردرگم بوده است..... در چنين شرايطي عده اي از ناظران معتقدند كه بهترين سياست در اين برهه بي طرفي كامل است، ....
اما امريكا به حدي در اين كشمكش درگير شده است كه بي طرفي كامل در اين زمان نمي تواند اتخاذ گردد.(4)
سلام دوستان عزیز