روابط ایران و اسرائیل 4 (مواضع اسرائيل پس از ماجراي (ايران ـ كنترا) )
روابط ایران و اسرائیل 4 (مواضع اسرائيل پس از ماجراي (ايران ـ كنترا) )
مواضع اسرائيل پس از ماجراي ((ايران ـ كنترا)) :
براي سياست گذاران اسرائيل از سال 1982 روشن شد كه حمايت از ايران براي ممانعت از تبديل شدن عراق به يك ابرقدرت منطقه اي ديگر موجه نيست. همچنين نخبگان اسرائيل دريافتند كه كمكهاي اين كشور به ايران در راه اهداف بلند مدت امام خميني بويژه در زمينه صدور انقلاب به كار گرفته خواهد شد. در نتيجه براي حاكمان اسرائيل روشن شد كه حمايت از ايران و نيز پيروي از دكترين پيراموني اشتباه بوده است.
مجدداً پس از سال 1983 رهبري عراق با صدور اعلاميه هايی در خصوص مناقشه اعراب و اسرائيل كه در آن مواضع ميانه اتخاذ شد، نشان داد كه هنوز اسرائيل حمايت های اندكی از ايران به عمل مي آورد ؛ با اين وجود عليرغم اينكه ايران در اواسط دهه 1980 به عنوان محرك و حامی اصلي جنبش تندرو شيعه لبنان كه نابودی اسرائيل را دنبال می كند، بوده است، اسرائيل در ارزيابي فوري اين موفقيت ناتوان عمل كرد.
اسرائيلي ها از طرحهاي اعراب بيمناک بودند و معتقد بودند كه كشورهاي پيراموني نيز از ترس و بيم مشابهي رنج مي برند. بنابر دلايلي چند مي توان گفت كه حمايت اسرائيل از ايران به ويژه مسئله «ايران – كنترا» لطمه اندكي به روابط اسرائيل با مصر و ساير كشورهاي عربي وارد كرده است.
عدنان قاشق چي :
دلال معروف اسلحه در اظهارت خود تصريح كرد كه دولت ها و شخصيت های عرب، خود با ايران داد و ستد داشته اند و يا از معاملات «قاشق چي» مطلع بوده اند. حقيقت اين است مادامي كه چنين روابطي بين تجار اسرائيلي و عربستاني وجود دارد، اين روابط نشانگر آن است كه بين اعراب و اسرائيل در زودبندهايش در سطح خاورميانه احساس حسادت نمي كنند و اين چيزي است كه كشورهای طرفدار غرب منطقه، نمي توانند آن را انكار كنند. مطابق آنچه تاكنون به دست آمده، علاوه بر آن كه اسرائيل به ايران اسلحه مي فروخته است سياست گذاران آن در صدد بوده اند تا ميانه روی را در عراق تشويق كرده و حتي بين عراق و اسرائيل در سال 1985 نسبت به احداث يك خط لوله از عراق به بندر عقبه اردن، در نزديكي مرز اسرائيل، انتقاد كردند. شيمون پرز در اين رابطه اظهار داشت: « اين مسئله به وسيله وزراء مربوطه (از جمله «شامير» و «رابين») مورد بررسي قرار گرفت و همه آنها موافقت كردند كه با اين طرح مخالفت كنند… اما من و برخي از دستيارانم از اين مسئله مي ترسيديم كه ايران بر عراق پيروز شود… و بدين ترتيب از اين طرح حمايت بعمل آورديم».

در سال 1984 و 1985 اسحاق شامير نخست وزير اسرائيل سعي نمود تا مقامات آمريكایی را تشويق نمايد تا به عراق پيشنهاد بازگشايي خط كركوك به حيفا كه از مدتها پيش خراب شده بود را بدهند تا بدين وسيله از مشكل صدور نفت عراق كاسته شود.

سلام دوستان عزیز