اقدامات فرانسه در طول جنگ ایران و عراق(1359 تا 1361)

اقدامات فرانسه در طول جنگ ایران و عراق(1359 تا 1361)

  فرانسه از جمله كشورهايي است كه از ابتداي جنگ حمايت وسيع و همه جانبه‌اي از عراق نمود. فرانسه در سال 1359، 60 فروند هواپيماي ميراژ دف را در اختيار عراق قرار داد و شركت‌هاي فرانسوي حدود 7/4 ميليارد دلار مواد غذايي به عراق صادر كردند. در سال 1360 درآمد صادرات فرانسه از عراق 40 ميليارد فرانك بود و آن كشور در رديف دوم فروشندگان سلاح به عراق بود. در سال 1361 ورود 6/5 ميليارد دلار سلاح به عراق فروخت و هواپيماهاي سوپراتاندارد را همراه با موشك‌هاي اگزوسه به آن كشور تحويل داد. در سالهاي 86ـ1985 حدود 5 ميليارد دلار وام در اختيار عراق قرارداد.

در حالي كه همواره از پرداخت يك ميليارد دلار بدهي خود به ايران طفره مي‌رفت.رابطه فرانسه در طول جنگ با ايران چندان مناسب نبود تا آنجا كه بين اين دو كشور درگيري سفارتخانه‌اي هم پيش آمد و فرانسه رابطه‌اش را با ايران قطع كرد اما بعداً دوباره كمي بهبود يافت با اين حال در مجموع فرانسه در طول جنگ كلاً از عراق حمايت و پشتيباني مي‌كرد.

کلودشسون وزیر خارجه وقت فرانسه که برای جلب حمایت از عراق و کمک آن کشور به منطقه سفر کرده بود درباره لزوم کمک غرب به بغداد گفت: «عراق در خط مقدم رویارویی با خطری قرار دارد که ثبات و امنیت منطقه بلکه جهان را تهدید می کند.» لذا برای رویایرویی با این خطر که ژیسکاردستن رئیس جمهوری فرانسه آن را «نیروی بینایی» می نامید سیل کمکهای نظامی و مالی دولتهای اروپایی به سوی عراق سرازیر شد.

با توجه به سند شماره ‌۵۳/۴/۲۰۹۹/د مورخ ۲ آوریل ۱۹۸۷ وزارت دفاع عراق، فیلیپ روندو، از نقش خود در ارسال هواپیماهای میراژ و موشک‌های رولاند خطاب به عدنان خیرالله سخن می‌گوید. وی همچنین خبر از بحث در هیئت دولت فرانسه بر سر امکان دست‌یابی محدود عراق به سلاح هسته‌ای در جنگ می‌دهد.

منابع:

دفتر سياسي سپاه، جنگ و تجاوز، تهران، بي‌تا، 1360، ص 182

خبرگذاری مهر

روابط و کمک های آمریکا در طول جنگ ایران و عراق(1352 تا 1361)

روابط و کمک های آمریکا در طول جنگ ایران و عراق(1352 تا 1361)

همزمان با آغاز جنگ ايران و عراق، امريكا با هر دو كشور رابطه سياسي مستقيم نداشت. رابطه امريكا با ايران در فروردين 1352 قطع شده بود و با عراق نيز از زمان جنگ اعراب و اسراييل رابطه سياسي را قطع كرده بودند. در آغاز جنگ، دولت كارتر از سوي امريكا اعلام بيطرفي كرد هرچند ارتباطات سياسي بين برخي مقامات امريكايي و عراقي وجود داشت از جمله ملاقات برژينسكي مشاور امنيت ملي امريكا با صدام‌حسين در اردن قبل از شروع جنگ بود كه اين ملاقات چراغ سبزي به عراق بود تا نسبت به حمله به ايران آسوده‌تر عمل كند. اما از آنجا كه وقوع جنگ، خصوصاً در صورت برتري ايران، و منافع امريكا در خليج‌فارس را در خطر قرار مي‌داد آن كشور به مرور وارد صحنه شد. با برقراري تماسهاي سياسي زمينه‌هاي بهبود روابط عراق با امريكا فراهم شد اين رفتار امريكا تا آشكار شدن پيروزيهاي ايران تا اواخر سال 1360 كماكان ادامه داشت اما با تحولات جبهه‌هاي جنگ و آشكار شدن توانايي نظامي ايران و ضعف عراق، امريكا بطور علني حمايت خود را از عراق اعلام كرد و پيروزي ايران را در جنگ مغاير با منافع خود در منطقه خليج‌فارس دانست.


از اين زمان شروع به ارائه انواع كمك‌هاي نظامي، اقتصادي و غيره به عراق نمود تا توان جنگي عراق را در مقابل ايران تقويت نمايد. از جمله اين كمك‌ها موارد زير را مي‌توان ذكر كرد:

حمايت علني از عراق در سازمان ملل، تشويق مصر و فرانسه براي ارسال كمك‌هاي تسليحاتي به عراق، اعطاي اعتبارات مالي كلان به عراق، تضمين بدهي‌هاي عراق و كمك‌هاي غذايي بر عراق در شرايطي كه اين مشكل براي عراق بصورت معضل بزرگي شده بود، اعطام وام اعتباري مهمي به عراق در سال 1362 در حالي كه ذخاير ارزي عراق تمام شده بود و طلب‌كاران عرب را نيز نگران كرده بود. امريكا از سوي ديگر از سال 1359 ايران را تحريم اقتصادي كرد و از ديماه سال 1362 نام ايران را در ليست سياه كشورهاي حامي تروريسم قرار داد. تا حلقه محاصره ايران كاملتر شود.

البته در نظر دولت مردان امريكايي ارائه اين كمك‌ها به عراق به معني پيروز كردن عراق در جنگ نبود، بلكه براي امريكا پيروزي عراق نيز مطلوب نبود زيرا پيروزي عراق در جنگ باعث به خطر افتادن منافع امريكا در اين منطقه توسط دولتي مي‌شد كه قابل كنترل نبود. اما خطر ايران با توجه به حادثه انقلاب اسلامي در آن به مراتب بيشتر بود لذا امريكا با آشكار شدن توانايي‌هاي نظامي ايران در صدد چاره‌جويي‌هاي گوناگون برآمد. از اين رو امريكا در سال 1982(1361) نام عراق ار از فهرست كشورهايي كه به كمك و تشويق تروريسم بين‌المللي متهم بودند خارج كرد و با اين كار ممنوعيت صادرات امريكا به عراق را برطرف كرد و در ادامه آن فروش سلاح را به كشورهاي حاشيه خليج‌فارس ادامه داده و به آنها اجازه داد كه آن سلاحها را در اختيار عراق قرار دهند. و از كشورهاي اروپايي هم‌پيمان خود مثل فرانسه و انگليس خواست تا سلاحهاي مورد نياز عراق را تأمين كنند، از سويي از كشورهاي ثروتمند عرب خواست كه به عراق وام‌هاي كلان بدهند تا آن كشور بتواند اين سلاحها را خريداري نمايد. به دنبال درخواست امريكا كويت 7 ميليارد دلار، عربستان 3 ميليارد دلار، امارات متحده عربي 1 ميليارد دلار و قطر 500 ميليون دلار به عراق كمك كردند. عراق با دريافت اين كمك‌ها يك قرارداد تسليحاتي با فرانسه به مبلغ 5/1 ميليارد دلار، قراردادي با انگلستان به ارزش يك ميليارد دلار منعقد ساخت.

منابع:

محمود يزدانفام و صادق سليمي، وظايف و تعهدات دولت بيطرف در زمان جنگ و عملكرد امريكا در جنگ ايران و عراق، بررسيهاي نظامي، شماره 22، تابستان 1374، ص 63. و علي‌اكبر عليخاني، مواضع و عملكرد نظام بين‌الملل در قبال جنگ عراق عليه ايران مجموعه مقالات انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و نظام بين‌الملل، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1376، ص 168ـ166.

حسين يكتا، مواضع قدرت‌هاي بزرگ و جنگ ايران و عراق، مجموعه مقالات جنگ تحميلي، تهران، دانشكده فرماندهي و ستاد، 1373، ص 155.

نشريه ويژه خبرگزاري جمهوري اسلامي، 1360/8/19

اقدامات شوروی و کمک های او در طول جنگ ایران و عراق(1359 تا 1367)

اقدامات شوروی و کمک های او در طول جنگ ایران و عراق(1359 تا 1367)

شوروي در قبال جنگ ايران و عراق از سال 1359 تا خرداد 1361 موضع بي‌طرفي را اعلام كرد .

بين شوروي و ايران در اين مقطع چند مسئله اساسي بوده است :

1ـ ارتباط نزديك شوروي با عراق

2ـ اشغال افغانستان از سوي شوروي و مخالفت ايران با آن

3ـ انقلاب ايران و كوتاه شدن دست امريكا از مسائل شوروي.

سیاست شوروی در رابطه با این پدیده را باید با در نظر گرفتن عواملی چون منافع ملی شوروی در هم‌سویی‌های سیاسی (اعمال نفوذ در ایران و عراق و دور کردن این دو کشور از آمريكا)، نیازهای اقتصادی (فروش سلاح و تجارت غیر نظامی)، حفظ موقعیت منطقه‌اي (جبهه پایداری عرب در مقابل متحدان آمريكا)، پیروزی در افغانستان، جلوگیری از رشد اسلام‌گرایی، تحولات داخلی این کشور در حوزه رهبران سیاسی (بحران جانشینی)، سیاست‌های ایران درباره‌ کمونیست‌ها، تبلیغات سیاسی در مورد شوروی و آمريكا، حمایت از مجاهدان افغانستان و نیز سیاست‌های حکومت عراق بررسی کرد. طبعاً تحولات صحنه جنگ هم مانند دوره دو سال نخست جنگ (اشغال سرزمین ایران)، فتح خرمشهر و عقب‌نشینی عراق به مرزها، عملیات رمضان و ورود ایران به خاک عراق، تصرف شبه‌جزیره‌ فاو و ضعف عراق، جنگ نفت‌کش‌ها و جنگ شهرها تاثیرات مهمی در این رابطه داشته‌اند.

 

شوروي از سال 1355 پيمان دوست با عراق بسته بود و عمده سلاح‌هاي آن كشور را تأمين مي‌كرد، هرچند صدام بطور جدي كمونيست‌هاي اين كشور را سركوب كرد ولي رابطه اين دو كشور تيره نشد. از طرف ديگر دوستي با ايران مي‌توانست پل ارتباطي باشد كه شوروي از طريق آن بتواند به راحتي به خليج‌فارس دسترسي داشته باشد. شوروي‌ها در اين دوره بدون محكوم كردن ايران يا عراق ضمن امپرياليستي دانست جنگ ايران و عراق و ضدامپرياليست خواندن هر دو كشور، تلاشهايي جهت ميانجيگري از طريق كشورهاي غيرمتعهد به عمل آوردند. آنها در عمل نگران آينده جنگ بودند زيرا تغيير شرايط در ايران و عراق براي شوروي اهميت خاصي داشت و سياست نزديكي عراق به كشورهاي غربي و سياست ضدشرقي و ضدغربي ايران و محكوميت تجاوز روسها به افغانستان و كمك ايران به مجاهدين افغاني، شوروي‌ها را در يك موضع ترديد نگه داشته بود.

عکس العمل روس ها در مقابل فتوحات ایران :

با فتوحات ايران در سال 1361 كه تا 1364 ادامه داشت و برتري نظامي ايران را به عراق نشان داد در نحوه برخورد روسها نسبت به ايران تغييري بوجود آورد. در اين دوره روسها از عراق حمايت سياسي آشكار كردند و رسماً كمك‌هاي وسيع نظامي و اقتصادي خود را به آن كشور ارسال كردند. البته شوروي در طول اين دوره عليرغم مشكلي كه با ايران داشت در صدد بود تا روابط خود را با ايران به هر نحو ممكن گسترش دهد

ادامه نوشته