نقش سازمان ملل و شورای امنیت در هنگام آغاز جنگ ایران و عراق

نقش سازمان ملل و شورای امنیت در هنگام آغاز جنگ ایران و عراق

 

مواضع شورای امنیت سازمان ملل متحد در جنگ عراق علیه ایران

شورای امنیت سازمان ملل متحد یک روز پس از حمله سراسری عراق علیه ایران، اولین اقدامش را در قبال جنگ با صدور بیانیه 23 سپتامبر 1980 (1 مهر 1359) به انجام رسانید و 5 روز پس از آن، نخستین قطعنامه خود را صادر کرد . این روند با صدور 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه دیگر ادامه یافت . این قطعنامه ها و بیانیه ها عمدتا جنبه توصیه داشتند، ولی قطعنامه 598 یک استثنا در این مورد است ; زیرا این قطعنامه یک تصمیم با پیشنهادهای اجرایی برای پایان دادن به جنگ 2887 روزه عراق علیه ایران به شمار می رود .

اقدامات شورای امنیت در نخستین سال جنگ

در پی درخواست مکتوب 23 سپتامبر 1980 (1 مهر 1359 )دبیر کل، شورای امنیت ضمن مشورت با اعضا، اولین موضع گیری خود در مورد جنگ ایران و عراق را تحت عنوان «بیانیه » اعلام داشت، و طی آن، نگرانی عمیق خود را از گسترش احتمالی این برخورد ابراز داشت و از طرفین خواست از هرگونه اقدامی که منجر به وخیم تر شدن اوضاع شود، خودداری نمایند و اختلافات خود را از طریق راه های مسالمت آمیز حل و فصل کنند . همچنین از پیشنهاد و به کارگیری مساعی جمیله، که از سوی دبیر کل برای پایان دادن به جنگ مطرح شده است، حمایت کرد.

شورای امنیت به دنبال تقاضای 25 سپتامبر 1980(3 مهر 1359) دبیر کل، در 26 و 28 سپتامبر (4 و 6 مهر) تشکیل جلسه داد و نخستین قطعنامه خود را به اتفاق آراء و در جلسه شماره 2248 تحت عنوان «قطعنامه 479» به تصویب رساند . این قطعنامه دارای 5 ماده بود و موضوع جنگ را تحت عنوان «وضعیت میان ایران و عراق » مورد بررسی قرار داد .

در این قطعنامه، ضمن یادآوری تعهد کشورهای عضو به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و عدم توسل به زور و سؤولیت شورای امنیت در حفظ صلح و امنیت بین المللی و با ابراز تاسف عمیق از وضعیت وخیم رو به گسترش بین ایران و عراق، از طرفین خواست از به کار بردن بیش تر زور خودداری کرده، اختلافات خود را از طریق مسالمت آمیز حل نمایند و نیز از هرگونه پیشنهاد مناسبی که می تواند منجر به صلح شود، استقبال کنند . همچنین از عموم کشورها تقاضا کرد که از هرگونه اقدامی که منجر به تشدید منازعه می شود، بپرهیزند . در ضمن، از کوشش های دبیر کل و مجددا از پیشنهادش در مورد به کارگیری مساعی جمیله برای حل وضعیت موجود بین ایران و عراق پشتیبانی کرد و از وی خواست نتایج اقدامات خود را ظرف مدت 48 ساعت به شورای امنیت گزارش دهد . در پایان جلسه، رئیس تونسی شورای امنیت، منازعه بین ایران و عراق را یک تهدید واقعی برای صلح و امنیت بین المللی قلمداد نمود .

در فاصله 15 تا 29 اکتبر 1980 (22 مهر تا 16 آبان 1359) شورای امنیت 5 جلسه دیگر در مورد جنگ تشکیل داد که هیچ یک منجر به صدور قطعنامه یا بیانیه ای نگردید . در جلسه 15 اکتبر، سعدون حمادی، وزیر امور خارجه عراق، و در جلسه 17 اکتبر شهید محمدعلی رجایی، نخست وزیر وقت ایران، به تفصیل، نقطه نظرات دولت های خویش در مورد ریشه های جنگ ایران و عراق را مطرح نمودند . سرانجام، شورای امنیت پس از بررسی های لازم در 5 نوامبر 1980 (14 آبان 1359) بیانیه ای صادر کرد و از تلاش های دبیر کل و پیشنهاد او مبنی بر تعیین و اعزام نماینده ای برای مذاکره با دو دولت ایران و عراق حمایت کرد  و از دبیر کل خواست نتیجه اقدامات خود را در این مورد به اطلاع شورای امنیت برساند .

منابع:

محمد حسین جمشیدی و دیگران ، سازمان های بین المللی و جنگ ایران و عراق،تهران، دانشگاه امام حسین (ع)،۱۳۷۴

منوچهر پارسادوست،نقش سازمان ملل در جنگ ایران و عراق،تهران،انتشارات شرکت سهامی انتشار،۱۳۷۱

کشور های حامی ایران یا عراق در جنگ تحمیلی

کشور های حامی ایران یا عراق در جنگ تحمیلی

كشورهاي حامي ايران

     سه كشور كره شمالي ، سوريه و ليبي در آغاز جنگ حمايت خود را از ايران اعلام كردند ولي در اواسط جنگ كشور ليبي از حمايت خود منصرف و به ايران اعلام جنگ داد.

     كره شمالي نيز به جهت حضور نيروهاي امريكا در كره جنوبي و ژاپن و دشمني با اين كشورها و آمريكا، امكان حمايت از ايران را نداشت و درگير مشكلات خود بود.

     سوريه به دليل اشغال بخشي از سرزمين خود به دست اسرائيل و در گيري با آن امكان اينكه حمايت قابل توجهي  از ايران بنمايد را نداشت.

     اما ايران ، ضعف ها و كمبودهاي خود نسبت به عراق را با اتكاء به خدا و فرزندان غيور خود و با دفاع جانانه آنان از سرزمين خود ادامه داد.

 

کشورهاي حامي عراق

 الف ـ آمريكا

     مهم ‌ترين مشوق صدام براي حمله به ايران ، آمريکا بود. آمريکايي ها با سقوط نظام شاهنشاهي در ايران دستشان از منابع عظيم نفت كشورمان كوتاه شده بود، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، اقدام به دشمني و حمله نمودند. حمله نظامي در صحراي طبس كه با امدادهاي الهي شكست خورد، كودتاي نوژه و ده ها توطئه ديگر از جمله اقدامات دولت آمريكا بود.

     زماني که آمريكايي ‌ها در تمام اين توطئه‌ها شکست خوردند، صدام را تشويق كردند كه به ايران
حمله كند .

   در سال دوم جنگ و زماني که ارتش اسلام ، نيروهاي اشغالگر را ازخاك خود بيرون كرد،دولت آمريكا هم زمان چهار عمليات را براي حمايت از صدام و بر عليه ايران آغاز كرد :

1 -عمليات استانچ: تلاشهاي ديپلماتيك براي شناسايي مبادي ورود سلاح و جلوگيري از ارسال تجهيزات جنگي به ايران

۲- عمليات مالي :تلاش براي تأمين نيازهاي مالي عراق از طريق شركتهاي آمريكايي

3- عمليات اطلاعاتي: قرار دادن اطلاعات نظامي مورد نياز عراق از ايران

4- عمليات ضد ايراني در سازمان هاي بين المللي: محكوميت ايران در اين سازمانها و جلوگيري
 از انتقال صحبتهاي به حق مسئولين ايراني به ديگر كشورها

 

ادامه نوشته

مقدمات حمله به ايران تا شروع جنگ

مقدمات حمله به ايران تا شروع جنگ

     صدام در 26 شهريور 1359 ،  17 سپتامبر 1980 ، به طور رسمي اعلام كرد كه موافقت نامه 1975 الجزاير هيچ گونه اعتبار قانوني ندارد و شط العرب بايد تحت حاكميت اعراب قرار گيرد. وي گفت: ما مصمم هستيم كه با به كارگيري زور ، كليه سرزمين هاي خويش را پس بگيريم.

     حوادث مرزي ميان ايران و عراق ، حدود 2 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران آغاز شد. اين وقايع تا مدتي كم اهميت و ثابت باقي ماند ولي از روزي كه آتش توپخانه سنگين عراق عليه نيروهاي ايران در منطقه قصرشيرين 15 مجروح بر جاي نهاد، شکل جدي به خود گرفت.

     براساس گزارش روزنامه نيويورك تايمز ، طرح جنگي عراق براي اشغال خوزستان در سپتامبر 1980 براساس يك طرح نظامي انگليس تنظيم شده بود كه حاوي نقشه اشغال استان نفت خيز خوزستان ايران با كمك و ياري دولت  انگلستان از عراق بود.

     به مرور زمان ، مواضع خصمانه عراق نسبت به جمهوري اسلامي صريح تر شد. صدام براي اولين بار در تاريخ 18 فروردين 1359 يعني همزمان با قطع رابطه ايران و امريكا ، اعلام كرد كه ايران بايد از 3 جزيره تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي خارج شود و چندي بعد نيز تاكيد كرد كه عراق آماده است اختلاف خود با ايران را با زور حل كند.

     صدام سرانجام در تاريخ 20 شهريور با طرح بهانه هايي در جمع وزراي خارجه كشورهاي عربي ، ضمن درخواست حمايت از آنان اعلام كرد كه خاكمان را از ايران باز پس مي گيريم.
صدام در 26 شهريور 59 در مجلس ملي عراق سخنراني كرد و در مقابل دوربين هاي تلويزيون ، موافقتنامه
صلح 1975 الجزاير را كه خود او امضا كرده بود پاره كرد و 5 روز به ارتش عراق دستور حمله به خاك ايران را صادر كرد.

هدف آمريكا در تحميل جنگ چه بود ؟

پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط شاه ، استراتژي آمريكا در منطقه سوق‌الجيشي خليج‌فارس، كه بر دو ستون ايران شاهنشاهي و عربستان سعودي پي ريزي شده بود را فرو ريخت و اين مسأله، مناسبات ميان دو كشور ايران و عراق را دستخوش تحول كرد.

موازنه نسبي قوا كه تا پيش از انقلاب بين ايران و عراق حاكم بود، تغيير كرد و با پيدايش خلاء قدرت در منطقه، موج اسلام‌خواهي مي ‌توانست تهديدي براي آمريکا باشد. در نتيجه، لازمه تأمين منافع آمريكا و غرب، اعاده نظم پيشين در منطقه بود.

 

ادامه نوشته

نقش حذب مجاهدین خلق (منافقین) در آغاز جنگ تحمیلی

نقش حذب مجاهدین خلق (منافقین) در آغاز جنگ تحمیلی

پيش از پيروزي انقلاب اسلامي سازمان مجاهدين خلق ايران كه پس از انقلاب به سازمان منافقين شهرت يافت، يكي از كانون هاي مبارزه عليه رژيم پهلوي بود. اين سازمان با ساختار تشكيلاتي منظم و نيز برخورداري از امكانات گسترده در راستاي مبارزه مسلحانه و تظاهر به گرايش هاي اسلامي توانسته بود، افراد زيادي را جذب كند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قدرت طلبي رهبران گرايش هاي غيرديني آنها آشكارتر شد. با جبهه گيري نيروهاي انقلابي در برابر آن، اين سازمان به تدريج به مخالفي برانداز در برابر نظام اسلامي ايران تبديل شد و در آشفتگي هايي كه پس از انقلاب پديد آمد، نقش محوري را ايفا كرد. اين سازمان با موج تروري كه در اوايل انقلاب به راه انداخت، بسياري از افراد و شخصيت هاي وفادار به امام(ره) وانقلاب را به شهادت رساند.

بحث برانگيزترين اقدام اين سازمان، همكاري با رژيم عراق در تهاجم اين كشور عليه ايران بود؛ خيانتي كه به آساني از حافظه ملت ايران محو نخواهد شد.وجود اختلافات داخلي و گروه هاي مخالف برانداز در يك كشور، براي كشورهاي ثالثي كه در برابر آن كشور نيات توسعه طلبانه دارند، همواره به منزله محركي براي آغاز جنگ به شمار می آيد.                              

عملكرد سازمان به منزله يك نيروي مخالف در حد و اندازه اي بود كه پيش از آغاز جنگ تحميلي، رژيم بعثي عراق از تحليل ها، مواضع و نشريات سازمان بهره برداي مي كرد؛ اقدامي كه موجب شد تا منافقين براساس تاكتيكشان در دوره مزبور، در مقابل آن واكنش نشان دهند و سخنگوي آنان به عراق هشدار دهد .

منبع : مجله نگين ايران

برخی دیدگاه های محققین درباره شروع جنگ ایران و عراق

برخی دیدگاه های محققین درباره شروع جنگ ایران و عراق

محققان غربي عموماً بر اين باور هستند كه انقلاب اسلامي و آثار و نتايج آن بيشترين تأثير را در وقوع جنگ داشته است. بدين معنا كه با پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط شاه، بناي استراتژي امريكا كه بر دو ستون ايران و عربستان‌سعودي پي‌ريزي شده‌بود، فرو ريخت و اين مسئله مناسبات ميان دو كشور ايران و عراق را دستخوش تغيير و تحول كرد. بدين ترتيب كه "موازنه نسبي قوا" كه بين ايران و عراق حاكم بود، تغيير كردو با پيدايش خلأ قدرت در منطقه، "موج اسلامي" مي‌توانست ثبات منطقه را تهديد جدي كند. در نتيجه اعاده نظم پيشين، لازمة تأمين منافع امريكا و غرب در منطقه بود.

در واقع، در غرب جنگ ايران و عراق از زاويه "تجاوز و دفاع" كه بيان‌كننده واقعيات جنگ و مبين ديدگاه و نظريات ايران مي‌باشد، بررسي نمي‌شود و بيشتر وضعيتي كه به جنگ منجرشد، مد نظر مي‌باشد. در اين نگرش مفهوم جنگ به عنوان امري نامطلوب پس از جنگ جهاني دوم، در چارچوب "نظريه توسعه و تكامل" بررسي مي‌گردد. به همين دليل جنگ عاملي بالقوه "مغاير با نظم مطلوب جهان" ارزيابي مي‌شود. بر پايه اين مفهوم، غربي‌ها انقلاب اسلامي و تأثيرات ناشي از آن را براي منافع غرب (شامل: نفت، ثبات كشورهاي مرتجع منطقه، امنيت اسرائيل و همچنين مقابله با نفوذ شوروي)، جنايتي عليه نظم جهاني قلمداد مي‌كنند.
چنين باوري درباره انقلاب اسلامي، مقابله با آن را با استفاده از زور و كليه ابزار و وسائل لازم، نه تنها ضروري بلكه اجتناب‌ناپذير مي‌نماياند. زيرا مسئله اصلي مفهوم درگيري و جنگ نيست، بلكه در اين جنگ هدفِ اصلي و ضروري، واژگون ساختن نظام انقلابي حاكم بر ايران يا "تعديل و مهار" آن، براي اعاده نظم پيشين بوده ‌است.

جيمز بيل يكي از كارشناسان مسائل منطقه خليج‌فارس و خاورميانه درباره دليل واقعي جنگ در كتاب خود مي‌نويسد:
(( دليل واقعي جنگ درگيري سياسي براي دست يافتن به برتري و سلطه يافتن بر خليج‌فارس بود. در اين روند عراق اميدوار بود انقلاب ايران را در نطفه خفه كند و نابود سازد كه اين براي كشورهاي منطقه نظير عربستان‌سعودي و شيخ ‌نشين‌هاي خليج‌فارس، هدف چندان ناخوشايندي نبود.))  

    

                    
عراقي‌ها در توضيح علل شروع جنگ بر مفهوم حقوقي "پيشگيري" تأكيد مي‌كنند و در اظهارات خود بدون آنكه دلايل روشن و درستي ارائه نمايند، مي‌گويند پس از پيروزي انقلاب اسلامي در برابر وضعيتي قرار داشتند كه «به جز مقاومت و برخورد با تجاوزگري راهي براي حفظ كشور خود نداشتند.» در نهمين كنگره حزب بعث ـ كه براي نخستين بار مباحث آن درباره جنگ ايران و عراق منتشر شد ـ تأكيد مي‌شود كه «در برابر رهبران عراق تنها اختيار يك راه وجود داشت يا مقاومت و جلوگيري از تجاوزات دشمن و يا اينكه تسليم شدن به برنامه‌هاي امام خميني.» همچنين مجيد خدوري، عراقي‌الاصل مقيم امريكا، در كتاب خود، در توجيه علل تجاوز عراق به ايران مي‌نويسد: «عراق در موقعيتي قرار داشت كه ناگزير شد براي دفاع از خود دست به اقدام بزند.» وي در عين حال به دليل اينكه چنين ادعايي فاقد مباني حقوقي روشن و مشخص مي‌باشد، اضافه مي‌كند: «البته مناسب بود كه عراق به شوراي امنيت متوسل مي‌شد و خود رأساً دست به كار نمي‌شد.»

منبع:

کتاب آغاز تا پايان (سالنامه‌ي تحليلي): بررسي وقايع سياسي ـ نظامي جنگ از زمينه‌سازي تهاجم عراق تا آتش‌بس / نويسنده محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

 

نقش رسانه های خارجی از جمله BBC در شروع جنگ تحمیلی

نقش رسانه های خارجی از جمله BBC در شروع جنگ تحمیلی
 

جمهوري اسلامي ايران در طول يك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، با فشارهاي برون مرزي متعددي روبرو شد:
جنگ تبليغاتي، سياسي رواني؛ محاصره اقتصادي؛ بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران؛ تهديدات نظامي (مداخله نظامي در طبس و   ...)؛ تحريف ماهيت انقلاب اسلامي در عرصه بين‌المللي؛ دامن زدن به تروريسم و ناامني داخلي و حمايت از آن.                  
هدف از اين اعمال، بدبين ساختن افكار عمومي جهان نسبت به انقلاب اسلامي، جلوگيري از شناسايي سياسي جمهوري اسلامي و فراهم ساختن زمينه هاي جنگ عليه ايران بود. هدف اين بودكه هرگونه برخورد با ايران، در عرصه بين‌المللي، اقدامي در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه و مطابق خواست جامعه جهاني جلوه كرده و توجيه پذير باشد. هدف اين بود كه نگذارند نهضت امام خميني (ره) به عامل تأثيرگذار در تعيين نظم استراتژيك جهان تبديل شود.

 

درگزارش خاکستری از BBC آمده است :

دو عامل اصلي براي شروع جنگ مي‌شمارد كه يكي از آنها مناقشات مرزي است: «يكي از اهداف عمده صدام از اين تجاوز، تصرف ساحل شرقي اروندرود و دستيابي به بخشي از خوزستان بود زيرا به اين ترتيب عراق از بزرگ‌ترين جغرافيايي‌اش يعني نداشتن سواحل عريض و بزرگ رهايي مي‌يافت» و عامل دوم كه به شدت روي آن تأكيد مي‌شود، قصد ايران براي صادر كردن انقلاب اسلامي و ترس اعراب و از جمله صدام از اين هدف ايران است. همان گونه كه در قسمت «رزمندگان جبهه‌هاي ديروز امروز چه مي‌گويند» سه نظر از پنج نظري كه از وب‌سايت عربي‌اش گرفته، بر اين قضيه تأكيد مي‌كنند. راجر‌هاردي تحليل‌گر امور خاورميانه بي‌بي‌سي در اين باره براي بي‌بي‌سي مي‌نويسد: «صدام حسين از انقلاب اسلامي كه موجب به قدرت رسيدن آيت الله خميني در سال 1979 شده بود مستقيماً احساس خطر مي‌كرد. آيت الله خميني به نوبه خود صدام حسين را يك حكمران مستبد (نسبي مذهب) ظارم مي‌ديد كه شيعيان عراقي را سركوب مي‌كند و تمايل خود به سرنگون كردن وي را مخفي نمي‌كرد. به همين دليل براي صدام حسين جنگ يك عامل بازدارنده بود: او رژيم آيت الله خميني را قبل از اينكه وي او را سرنگون كند، ساقط مي‌كرد.»

البته حوادث بعد نشان داد كه امريكا و يارانش در تبيين واقعيت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بيني شده بودند كه ناشي از ماهيت رخدادهاي سياسي‌ـ اجتماعي و اطلاعات نادرست امريكا بود. امريكا به رغم نظام و سيستم اطلاعاتي‌اش، همچنين حضور طولاني مدت در جامعه ايران، فاقد اطلاعات واقعي بود و توان تبيين صحيح اين اطلاعات را نيز نداشت.
مجموعه اين مسايل، امريكا و هم پيمانانش را به چالشي با جامعه ايران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزديك به سه دهه به پايان نرسيده است.

منشا جنگ تحمیلی چه بود؟

منشا جنگ ایران و عراق از چه بود؟

     پس از پيروزي شکوهمندانقلاب اسلامي ايران، دولت كارتر كوشيد دولت ايران را متقاعد كند كه به همكاري همه جانبه خود با ايالات متحده ادامه دهد كه جريان گروگانگيري ديپلمات هاي اين كشور، فضا را بيش از گذشته مخدوش نمود. آمريكا علاوه بر اين تحقير بي سابقه مي ترسيد امواج انقلاب اسلامي در كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس نيز فراگير شود و منافع غرب بيش از پيش به خطر بيفتد بنابراين به دشمني علني با جمهوري اسلامي ايران برخاست.

      در اولين روزهاي مهر ماه سال 59 ، جمهوري اسلامي ايران که از وجود عناصر خود فروخته داخلي و ضد انقلاب رنج مي برد ، با تهاجم رژيم بعث که مسلح به تسليحات غرب و خصوصاً آمريكا بود ، روبرو شد و در دفاعي جانانه و مقدس به مدت 8 سال در برابر تمام کشورهاي استکباري ايستاد.
      تمامي کشورهاي حوزه خليج فارس از تاثيرات انقلاب اسلامي ايران دچار ترس و وحشت شدند که در اين ميان ،صدام موضع خصمانه تري نسبت به ايران داشت ،روابط تهران - بغداد تيره گشت به طوري که دو طرف يكديگر را به داشتن مقاصد نامطلوب متهم مي كردند. ايران ، عراق را به قاچاق سلاح به اعراب ناراضي در خوزستان و تجاوزات نظامي ادواري به خاك ايران متهم مي كرد. عراق نيز به نوبه خود ، ايران را متهم به پشتيباني و كمك رساني به شورشيان كرد عراق و حزب الدعوه مي كرد .

 بنابراين آمريکا اوايل دهه 1980 (1359) توان حمله نظامي موفقيت آميز عليه ايران را نداشت ، در نتيجه براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را به ديگران واگذار و به اين ترتيب ، وظيفه حمله به ايران را به عراق محول کرد.

     برژينسكي ، مشاور امنيت ملي كارتر ، جهت زمينه سازي و اطلاع از وضعيت عراق براي شروع جنگ ، چندين سفر محرمانه به بغداد كرد. روزنامه تايمز لندن نيز در تاريخ 27 خرداد 59 به ملاقات برژينسكي و صدام اشاره هايي كرد. اين روزنامه در يكي از اين گزارش ها آورده بود: برژينسكي پس از سفر محرمانه خود به بغداد در اواخر سال 1358 در يك مصاحبه تلويزيوني گفت : ما اختلاف قابل ملاحظه اي بين آمريکا و عراق نمي بينيم و معتقديم عراق كه تصميم به استقلال دارد ، در آرزوي امنيت خليج عربي است . عراق نيز بر پايه اطلاعات دريافتي از سوي عناصر فراري از ايران ، امكاناتي را در اختيار وفاداران شاه كه هدفي جز سرنگوني نظام اسلامي در ايران نداشتند ، قرار داد. شخصيت مهم و قدرتمند اين دسته از مخالفان ، تيمسار اويسي بود كه گفته مي شد قادر است از حمايت 15هزار چريك كرد برخوردار شود. در چنين شرايطي بود كه عراق تصميم به تهاجم به خاک کشور ايران گرفت.

منبع :

- كتاب روز تندر؛ مرور تحولات سياسي، اجتماعي از مشروطه تا تجاوز عراق ، انتشارات موسسه شهيد آويني