سياست خارجي دولت رجایی در خصوص جنگ ايران و عراق 1

سياست خارجي دولت رجایی در خصوص جنگ ايران و عراق

بخش مهمي از اقدامات و عملكرد دولت رجايي در رابطه با جنگ، مربوط به سياست خارجي جنگ بود.

سفر به سازمان ملل متحد و سخنراني در جلسه ي شوراي امنيت

به دنبال صدور قطعنامه ي 479 شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مورد جنگ ايران و عراق و عدم پذيرش آن از سوي ايران، دبير كل سازمان ملل خواستار اعزام هيئتي از ايران به آن شورا شد. ايران نيز رسماً خواستار جلسه ي شوراي امنيت شد و به دنبال آن، رجايي تصميم گرفت شخصاً به نيويورك سفر كند و در جلسه ي شوراي امنيت سخنراني نمايد و طي آن ديدگاه ‏ ها و نقطه نظرهاي ايران را بيان كند.

روز 25 مهر 1359، شهيد رجايي عازم نيويورك شد و در روز 26 مهر سخنراني تاريخي خود را انجام داد. او قبل از سخنراني با دبيركل وقت سازمان ملل، كورت والدهايم، ديدار و گفت و گو كرد. والدهايم سفر رجايي را قدم مثبتي براي گشودن درهاي مذاكره بين 2 كشور ايران و عراق ارزيابي كرد. وي گفت:
«حضور محمد علي رجايي، نخست ‏وزير ايران، در جلسه ي شوراي امنيت به اين معني نيست كه ايران و عراق آماده ي مذاكره هستند. تمايل ايران به حضور در سازمان ملل گام مثبتي است كه ممكن است درها را براي مذاكره درباره ي مسائل ديگر، مانند مسئله ي گروگان‏ ها ي آمريكايي بگشايد.»
اما رجايي اعلام كرد كه سفر وي به سازمان ملل ربطي به گروگان‏ ها ندارد و در مورد گروگان ‏ها، ملت ايران و مجلس شوراي اسلامي تصميم مي‏ گيرد.

 


در همين زمان، مقامات رسمي ايران در سازمان ملل با تأكيد بر اينكه شوراي امنيت بر اساس منشور ملل متحد موظف است تجاوز از قبل طراحي ‏شده ي عراق را محكوم كند، خروج متجاوزين عراقي را خواستار گردد، غرامت خرابي و كشتار مردم ايران را از متجاوزين بخواهد و بالاتر از همه ، مقامات رژيم عراق را به عنوان جنايتكار جنگي محكوم كند، طرح سه ماده اي را براي پايان دادن به جنگ از راه مذاكره ارائه دادند. اين طرح شامل فر اخوانده شدن همه ي نيروهاي عراق از خاك ايران، اعلام آتش بس و اقدامات ميانجي ‏گرانه و حضور ناظران سازمان ملل در مرزهاي 2 كشور بود.
به هر حال، رجايي در روز 26 مهر 1359، ساعت يك و 45 دقيقه به وقت ايران (6 و 15 دقيقه به وقت نيويورك) در جلسه ي شوراي امنيت سخنراني مبسوطي ايراد كرد.

ادامه نوشته

فعالیت روزنامه های داخلی در طول جنگ و موفقیت آنان در انعکاس اخبار

          فعالیت روزنامه های داخلی در طول جنگ و موفقیت آنان در انعکاس اخبار  

 تنوع و تعدد مطبوعات در سال‌هاي جنگ مثل امروز نبود و در آن زمان، عمده روزنامه‌هاي فعال كشور، روزنامه‌هاي كيهان، اطلاعات و جمهوري اسلامي بود. بعداً روزنامه‌هاي ديگري همچون رسالت، ابرار و ... منتشر شد. (روزنامه ميزان متعلق به نهضت آزادي و روزنامه انقلاب اسلامي وابسته به بني‌صدر هم منتشر مي‌شد كه تحت تأثير تحولات سياسي، اجتماعي آن زمان كشور، توقيف و تعطيل شدند، زيرا بناي معارضه با نظام را داشتند.)

 لذا روزنامه‌های موجود در آن زمان، برحسب مسئوليتي كه داشتند به انعكاس وقايع و رخدادهای جنگ مي پرداختند. البته يك دستورالعمل كلي مثل ساير كشورها، در كشور وجود داشت كه در زمان جنگ، روزنامه‌ها بايستي اخبار مربوط به جنگ را از يك كانال مشخصي بگيرند و منعكس نمايند. در دوران جنگ، ستاد تبليغات جبهه و جنگ، زير نظر شوراي عالي دفاع در اين زمينه فعاليت مي‌كرد. اين ستاد اخبار مربوط به جبهه‌هاي جنگ و وقايع مربوط به آن را به روزنامه‌ها منعكس مي‌كرد، روزنامه‌ها نيز آن اخبار را منتشر مي‌كردند. در كنار اين مسئله، ممكن بود هر روزنامه‌اي خبرنگار اعزامي خودش را نيز به جبهه‌ها بفرستد و آنها خاطرات رزمندگان را بگيرند و يا وقايع جنگ را منعكس كنند كه آن هم با توجه به ويژگي‌هاي هر روزنامه منتشر مي‌شد.

در زمينه انعكاس اخبار جنگ در روزنامه‌هاي آن دوران، آقاي محمدباقر نيكخواه كه در دوران جنگ معاونت تبليغات جبهه و جنگ را برعهده داشت، مي گويد:

با اينكه در كشور تبليغات اصلي به ظاهر متوجه جبهه و جنگ بود، ولي در واقع محورهاي اصلي و محتوايي متوجه امور ديگري بود كه مورد اعتراض فرماندهان، مسئولان جنگ و رزمندگان قرار مي‌گرفت و بعضي اوقات نيز اخباري منعكس مي‌شد كه برخلاف جريان متناسب با تبليغات جنگ بود و لذا مورد عتاب قرار مي‌گرفتند.

منبع :

برگرفته از کتاب جنگ ایران و عراق، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ

برخورد مجمع عمومی با مسئله جنگ و مهمترین اقدام آن در مورد جنگ در سال 1982/1361

 برخورد مجمع عمومي با مساله جنگ ایران و عراق


با نگاهي به تبصره هاي 1 و 2 ماده 11 منشور ملل متحد به نقش كم اهميت تر مجمع عمومي در مقايسه با شوراي امنيت و حتي دبيركل در اقدامات مربوط به حفظ صلح و امنيت بين المللي پي مي بريم، كه يكي از علل توجه كم تر مجمع عمومي به جنگ عراق عليه ايران، به اين علت برمي گردد . علت ديگر اين مساله آن است كه به موجب تبصره 1 ماده 12 منشور ملل متحد، مادام كه شوراي امنيت عملياتي در مورد اختلاف و وضعيتي را تحت انجام و بررسي دارد، مجمع عمومي نبايد نسبت به آن توصيه اي بنمايد .


خط مشي مجمع عمومي درباره جنگ تحميلي تا سال 1982/1361

مجمع عمومي سازمان ملل متحد در اجلاس 35 خود، كه در اكتبر 1980 (آبان 1359) برگزار شد، اين امكان را براي نمايندگان دو دولت ايران و عراق فراهم آورد كه نظرات خويش را در مورد جنگي كه بين دو كشور در جريان است، بيان دارند، اما مجمع عمومي هيچ گونه موضعي در اين باره اتخاذ نكرد .سعدون حمادي، وزير امورخارجه عراق، به نمايندگي از دولتش در اين اجلاس شركت و طي سخناني مفصل، ضمن برشمردن آنچه وي مداخله ايران در امور داخلي عراق قلمداد مي كرد، اقدام عليه ايران را به منزله دفاع مشروع عراق براي حفظ حاكميتش ذكر كرد و ايران را مسؤول جنگ معرفي نمود . همچنين وي آمادگي عراق را براي رعايت آتش بس و متوقف كردن عمليات جنگي مشروط بر اين كه ايران نيز چنين كند، اعلام كرد . 

در مقابل، نماينده ايران ضمن يادآورشدن سابقه تعرضات مرزي عراق به ايران و پناه دادن به ايرانيان مخالف، مخالفت ايران را با برقراري آتش بس، كه متضمن شناخت متجاوز نباشد، اعلام كرد . جالب آن كه در سال 1980/1359 نماينده عراق به رياست كميته ويژه افزايش كارايي اصل عدم توسل به زور در روابط بين المللي مجمع عمومي برگزيده شد . سپس در سال 1981/1360 نماينده عراق به رياست سي و ششمين اجلاس مجمع عمومي انتخاب گرديد .


ادامه نوشته