روابط ايران و اسرائيل 3 (فروش تسلیحات به ایران)

روابط ايران و اسرائيل 3 (فروش تسلیحات به ایران)

فروش تسلیحات به ایران :

به گفته سفیر آمریکا در تل آویو در گزارشی به وزارت امور خارجه آمریکا، در مدت جنگ ایران و عراق، اسرائیل بارها از ایران درخواست هایی برای خرید اسلحه دریافت کرد. اسرائیل بسیاری از این درخواستها را پاسخ گفت و به ایران تسلیحات فروخت. یکی از مدارکی که این موضوع را تایید کند ادعای یک اسرائیلی به نام «ناهوم مانبار» است که گفته است که در طول جنگ ایران و عراق، اسلحه هایی را از طریق شرکتهایی لهستانی، به کشور ایران فروخته است.

او بعدها به جرم فروش این تجهیزات به ایران توسط دولت اسرائیل در دادگاه مجرم و محکوم شناخته گردید. مدارک و شواهدی بدست آمده حاکی از آن است که فروش این تسلیحات به ایران با موافقت و تایید آمریکایی ها همراه بوده است.به عنوان مثال تنها در یک مورد الکساندر هیگ، نخستین وزیر امور خارجه آمریکا در دولت رونالد ریگان، اجازه فروش قطعات مجزای جنگنده را به دولت اسرائیل ابلاغ کرد.از شروع جنگ تا پایان عملیات بیت المقدس، اسرائیل ۲۷ میلیون دلار تجهیزات نظامی به ایران فروخته است.

دین فیشر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا این خبر را تایید کرد و تاکید کرد که اسرائیل باید در جنگ بی طرفی را رعایت کند. او اذعان کرد که دولت متبوعش بارها اعتراض خود را به آریل شارون، وزیر دفاع اسرائیل ابلاغ کرده است.

خبرگزاری فارس: تلاش سفیر آمریکا برای تکذیب اختلافات موجود میان واشنگتن با تل‌آویو بر سر ایران

برخی منابع میزان فروش تسلیحاتی اسرائیل به ایران را تا ۲٫۵ میلیارد دلار نیز تخمین زده اند. برخی دیگر، تسلیحات فروخته شده به ایران توسط اسرائیل را در آن زمان سالی ۵۰۰ میلیون دلار برآورد کرده اند. این میزان در سال ۱۹۸۱ حدود ۱۳۶ میلیون دلار، و در سال ۱۹۸۳ حدود ۲۱ میلیون دلار برآورد شده است که با فروش نفت ایران به اسرائیل، و با مطلع بودن رونالد ریگان از این موضوع خریداری شد. برخی منابع حاکی از آن است که ایران پس از آغاز جنگ، تا ۸۰٪ تسلیحات مورد نیاز خود را از اسرائیل خریداری نمود.

ادامه نوشته

روابط ايران و اسرائيل 2 (از دريچه دكترين پيراموني)

روابط ايران و اسرائيل 2 (از دريچه دكترين پيراموني)

دكترين پيراموني يا اتحاد با پيرامون :

از آنجايي كه سير روابط ايران و اسرائيل فقط از دريچه دكترين پيراموني قابل نگرش و فهم است، بايد برداشت اصلي اسرائيل نسبت به خاورميانه را مورد تجزيه و تحليل مجدد قرار دهيم؛ فقط با فهم دكترين پيراموني است كه ما مي توانيم دلايل حمايت اوليه اسرائيل از ايران و سپس قطع آن را درك كنيم.

دكترين پيراموني كه در اوايل دهه 1950 توسط ديويد بن گورين اعلام شد به عنوان راه حلي استراتژيك نسبت به خاورميانه مورد بهره برداري قرار گرفت. سياستمداران اسرائيل براساس درك اين امر كه كشورشان بوسيله كشورهاي جنگ جوي عربي محاصره شده و اين كشورها تحت رهبري ناصر در پي نابودي كامل آن هستند، درصدد برآمدند تا منطبق بر اصول اين استراتژي با برخي از كشورهاي عرب همجوار رابطه برقرار نمايند.

اهداف و منافع اسرائیل در گسترش مناسبات با گرجستان

اينگونه كشورها گاهي اوقات جذابيتهاي بيشتري را براي رژيمهاي طرفدار غرب و اقليتهاي يهودي پديد مي آوردند.  «بن گورين» دكترين پيراموني را بنا بر اطلاعات دقيقي پي ريزي كرده بود كه اكنون بوسيله جانشينانش خيلي به آنها مراجعه نمي شود . بدين ترتيب استراتژي اتحاد با «پيرامون» با اين اميد كه سرانجام اين تمايل در كشورهاي عرب تندرو پديد مي آيد كه چگونه يك اسرائيل متحد براي آنها ارزشمند خواهد بود پي ريزي گرديد؛ علاوه بر اين اتحاد با كشورهاي پيراموني به عنوان وسيله اي براي جلب علاقه يك ابرقدرت يعني ايالات متحده تلقي مي شود؛ به اين عنوان كه اسرائيل خود را مقيد مي داند تا با كشورهايي كه ايالات متحده در آنها منافع استراتژيك دارد رابطه برقرار نموده و با آنها همكاري نمايد. دكترين پيراموني مفهوم استراتژيك ديگري نيز در بر دارد كه به وسيله «بن گورين» در اوايل تاسيس اسرائيل بعنوان كشوري مستقل مطرح شد و آن عبارت بود از اينكه اسرائيل براي دوام و بقاء خود نياز به همكاري نزديك نظامي با يك ابرقدرت دارد.


ادامه نوشته

روابط ایران و اسرائیل 1 (تبلیغات صدام و عملکرد اسرائیل در جنگ ایران و عراق)

روابط ایران و اسرائیل 1 (تبلیغات صدام و عملکرد اسرائیل در جنگ ایران و عراق)

تبليغ رابطه ايران با اسرائيل :

صدام و دستگاه تبليغاتي رژيم عراق جهت تهييج و تحريك مردم و ارتش عراق براي ورود به جنگ با جمهوري اسلامي، از همدستي آمريكا، اسرائيل و ايران سخن مي گفتند و مي كوشيدند تا نه تنها ايران را آغازگر جنگ معرفي كنند، بلكه علت بروز جنگ را تحريك شدن ايران از سوي اسرائيل و آمريكا قلمداد كنند.

از سوي ديگر، اسرائيل كه در انديشه گسترش اين كشور از نيل تا فرات بود، چون وجود جنگ عراق و ايران را در راستاي اهداف خويش مي ديد، تلاش مي كرد با تبليغات عراق همسويي نشان دهد. به همين دليل اسرائيل بارها از روابط تسليحاتي خود با ايران سخن مي گفت. و در صدد القاي مسأله وحدت استراتژيك ايران و اسرائيل بر آمده بود.

عملکرد اسرائیل در جنگ ایران و عراق :

اسرائيل در آغاز جنگ ايران و عراق الگوي متداول و سنتي حفظ روابط با هر دو طرف متخاصم را اتخاذ كرد. 

اما نگرش اسرائيل به سياستهاي عراق همراه با ترس و بيم بود. در واقع سابقه مشاركت عراق در جنگهاي اصلي اعراب و اسرائيل ، همراه با درك و فهم اسرائيل از رفتار ماليخوليايي صدام حسين و جاه طلبي هاي وي در بدست آوردن سلاح هسته اي و همچنين حمايت عراق از تروريسم ضد اسرائيلي در اواخر دهه 1970 و اوائل دهه 1980 اساس اين بدبيني را تشكيل مي داد.


ادامه نوشته